عبد الرحمن جامى
12
أشعة اللمعات ( فارسى )
« يا من هدانى إليه ، و دلّنى عليه حقيقة الوجود ، و ساقنى من الحيرة إلى معرفته ؛ اى كسى كه هدايت كرد مرا به سوى او و مرا بر او ، حقيقت وجود راهنمايى كرد و از ورطهء حيرت و سرگردانى به معرفتش سوق داد » « 1 » . از باقر علوم الأنبياء و المرسلين عليه السّلام مروى است كه فرمود : « أنّه قال في صفة القديم إنّه واحد ، صمد ، أحديّ المعنى ، ليس بمعاني كثيرة ، مختلفة ، قال قلت : " - جعلت فداك - يزعم قوم من أهل العراق أنّه يسمع به غير الّذي يبصر ، و يبصر به غير الّذي يسمع ؛ " قال فقال : " كذبوا ، و ألحدوا ، و شبّهوا ، تعالى اللّه عن ذلك ، إنّه سميع ، بصير ، يسمع بما يبصر ، و يبصر بما يسمع ؛ " قال قلت : " يزعمون أنّه بصير على ما يعقلونه ؛ " قال فقال : تعالى اللّه إنّما يعقل ما كان بصفة المخلوق ، و ليس اللّه كذلك » ؛ در توصيف قديم - تبارك و تعالى - فرمود كه : " او واحد است و صمد ، احدىّ المعنى و داراى معانى مختلف بسيار ديگرى نيست ، مانند مفهوم سميع و بصير و اراده و قدرت و غيره ؛ " راوى عرض كرد : " فدايت شوم ! گروهى از اهل عراق گمان دارند كه خداوند مىشنود به غير آنچه مىبيند و مىبيند به غير آنچه مىشنود ؛ " فرمود : " دروغ گفتند ! اينان با اين عقيده ، ملحد شدند و خداوند را با مخلوقاتش تشبيه كردند ؛ زيرا آنها به غير از آنچه مىبينند ، مىشنوند ؛ خداى تعالى برتر از اين اوهام و قياسات است ، همانا او ، سميع و بصير است ، از آن جهت كه سميع است ، از همان جهت بصير است و از آن جهت كه بصير است ، از همان جهت نيز سميع است ؛ " راوى گفت : " عرض كردم آنها چنين گمان مىكنند كه خداوند بصير است ، همان معنايى است كه خودشان مىفهمند ؛ " آن حضرت فرمود : " خداوند برتر است از اينگونه سخنان ؛ آنچه به عقل محدودشان از صفات الهى ( سميع و بصير ) مىآيد ، همان است كه در مخلوقات هست ، آنها بيشتر از اين تعقّل ندارند ، امّا خداى متعال اينگونه نيست . » « 2 » » فرمايش آن حضرت كه فرمود : « احدىّ المعنى » يعنى اگر حدود و ماهيّات به حيطهء ذات احديّت وارد گردد ، ذات از احديّت محضه مىافتد و متكثّر الحدود و الماهيّات مىگردد
--> ( 1 ) . مصباح المتهجّد ، ص 320 ، بيروت . ( 2 ) . كافى ، ج 1 ، ص 108 و التوحيد ، ص 144 و بحار الأنوار ، ج 4 ، ص 69 .